امیر 15ساله تهران اگر علم در ثریا باشد مردانی از پارس بدان دست پیدا میکنند!!!! ما همان مردمان پارسی هستیم.برای به دست آوردن علم،به ثریا هم میرویم! تا حد توانم علم رو به شما میدم!!!!
بجه مثبت: بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )
بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .
بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .
بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .
کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .
بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد
بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد... منبع :www.sms.logfa.com
نامه مامان غضنفر به غضنفر!!
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده همين ديگه .. خبر جديدي نيست قربانت .. مادرت. منبع : www.labkhand.blogfa.com
جوك!
1- زن بداخلاق بدقيافه اي از شوهرش مي پرسه : نمار وحشتو چه موقع مي خونن ؟ شوهرش مي گه : هروقت جمال مبارك حضرت عالي ديده شود !
2- مردي با دو فرزند از زن اولش با زني با دو فرزند از شوهر اولش ، ازدواج كرد و صاحب دو فرزند مشترك شدن. يه روز زن به شوهرش زنگ زد و گفت : عزيزم زود خودتو به خونه برسون ، چون بچه هاي من با بچه هاي تو ، دارن بچه هاي ما رو مي زنن !
3- تو يه مسابقه كشتي بين گربه ها يه گربه ي ضعيف مردني همه رو شكست مي ده مي ره مرحله فيينال و اونجا هم قهرمان مي شه. خبرنگارا ازش مي پرسن : رمز قهرماني شما چه بود ؟ گربه ي لاغر مي گه : بشوژه پدر اعتياد ، من بَبرم!
4- اولي : من خروس تنبلي دارم كه سالي يه مرتبه آواز مي خونه ! دومي : اين كه چيزي نيست خروس تو خيلي زرنگه ، من خروس تنبلي دارم كه وقتي خروس همسايه آواز مي خونه ، فقط سرشو به علامت تاييد بالا و پايين مياره !
5- اولي : عموي من ديروز مرحوم شد. دومي : دكتري كه معالجش مي كرد كي بود؟ دومي : كسي معالجش نكرد ، خودش مرد!
6- اولي : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومي : والا علت زندگي برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !
7- يه بار يه تيمسار مي ره بازديد از ارتش ، يه كفاش مي بينه مي گه : پسر اينجا چكاره اي ؟ كفاش هول مي شه مي گه تيمسارم كفاش!
8- مردي در بستر بيماري افتاده بود و زنش بالاي سرش داشت نامه مي نوشت. مرد گفت : زن داري چي مي نويسي؟ زن مي گه : دارم در مورد سلامتي تو به پدرم نامه مي نويسم. بعد از چندي زن از شوهرش مي پرسه : راستي كلمه ي قبر رو با "قاف" مي نويسن يا با "غين"؟!!!
9- مردي با يه زن زيبا ازدواج كردو وقتي نام زن را پرسي زن گفت : نام من حماره. مرد گفت : اين نام را عوض كن چون حمار يعني خر و اسم درستي نيست. زن نامشو عوض كرد و گذاشت قاطر ! مرد گفت : اين دفعه نام تو از اول بهتر شده ولي هنوز از طويله خارج نشدي !
10- معروف است كه وقتي معلم لويي چهاردهم براي او شيمي تدريس مي كرد چنين مي گفت : اكسيژن و هيدروژن كمال افتخار را دارند كه در حضور اعليحضرت با يكديگر تركيب شده و توليد آب نمايند !
11- يه بار ناصرالدين شاه رفت مازندارن . در نزديكي مقصد وقتي سر از پنجره بيرون آورد دريا را ديد. با تعجب از يكي از همراهان پرسيد آن چيست. آن شخص با چاپلوسي تعظيمي كرد و گفت : قربان ! بحر خزر شرفياب شده است !
12- شعار جدید 22 بهمن: 22لیتر بنزین ریختیم تو موتورگازی رفتیم دختر بازی الله یاور ماست 110 دنبال ماست.
13- قانون جديد : سوخت گیری در بازی نید فور اسپید بدون ارائه ی کارت هوشمند سوخت ممنوع است!
آگهي
*** در راستای طرح سهمیه بندی بنزین ایران خودرو در یک طرح ظربتی تعداد محدودی الاغ را به فروش میرساند :
مشکی متالیک : ۱۱.۰۰۰۰۰۰
دولفینی با جل و چنجر : ۱۲.۰۰۰۰۰۰
سفید جی ال اکس تمام فول :۱۲.۵۰۰۰۰
قوانین استفاده از خر به جای خودرو :
۱: سوار کردن بیش از دو نفر ممنوع
۲: راننده میتواند به دنبال الاغ خود بدود
۳: بستن کمربند در همه معابر اجباری میباشد
۴: زیاد کردن صدای ار ار خر ممنوع
۵: سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر ممنوع
۶: تردد خرهای بدون شماره ممنوع همه خرها باید شماره ملی باشند.
*** آیا میدانید میزان پاسخ دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از پژو است؟؟
روابط عمومی شرکت زانتیا!!
*** كتري آب جوش با سيم خاردار در اطراف و داراي ولتاژ 220 ولت ، آلوده به ويروس اچ آي وي و هپاتيت و آپير خطر جهت خوابگاههاي دانشجويي !
*** سلف پاكي زكي افتتاح شد : با خدمات ويژه ، عتيقه ترين غذاها و رفت و آمد گربه هاي اصيل ايراني و تايلندي همراه با خدمات پس از غذا مانند : لوله بازكني ، كمك اسيد معده ، تخليه چاه ، تنفس مصنوعي ، شوك الكتريكي بر قلب ، ماسك اكسيژن و ساير خدمات. *** رفت با شما برگشت با خدا !
جوك
1- زن و مرد جواني كه هردو شاگرد انشتين بودند بچه دار شدند و بچه ي خود را نزد انشتين بردند. انشتين بچه را بغل كرد و مي خواست ببوسدش كه بچه گريه ي شديدي مي كنه. زن و مرد از استادشون شرمنده شدند ولي انشتين به اونا گفت : ناراحت نباشيد اين بچه اولين كسي است كه در مورد شكل صورت من به صراحت اظهار نظر كرده است !
2- شاعري را به مجلسي دعوت كردند و خواستند كه به ساحت اديبانه اش احترامي بگذارند. لذا بزرگ مجلس از او خواست شعري را در جمع بخواند كه جمع را فيض ببخشد. شاعر گفت : جديد باشد يا قديم ؟ گفتند از شعرهاي جديد استاد. گفت : شعر نو باشد يا قافيه دار ؟ گفتند: قافيه دار. پرسيد : غزل باشد يا مثنوي ؟ گفتند غزل. پرسيد : عارفانه باشد يا معمولي ؟ گفتند : براي امروز كافيست !
3- معلم از شاگرد مي پرسه :فرض كن دو راننده با ماشيناشون از دو شهر مختلف حركت كنند. اولي با سرعت 180 كيلومتر در ساعت و دومي با سرعت دويست كيلومتر در ساعت و فاصله ي دو شهر هم 200 كيلومتر باشد. حالا بگو اين دو راننده كجا به هم مي رسن ؟ شاگرد گفت : آقا اجازه ؟ تو قبرستون !
5- ملا بالاي منبر به مردم مي گه : كي مشتاق است كه به بهشت برود ؟ همه دستاشون را بالا بردند. ملا گفت :شرط رفتن به بهشت اين است كه اول بميريد ! مردي گفت : ملا اين چه شرطيه ؟ ملا گفت :آخه احمق تا حالا ديدي كه آدم زنده به بهشت برود ؟
7- ملا به علت بي پولي تصميم مي گيره خرشو بفروشه. زنش گفت : مرد مگه ديوونه شدي اگر خرتو بفروشي از فردا خودت بايد به جاي خر باركشي كني! ملا گفت : تو نگران نباش. من خر را به بازار مي برم ولي قيمتي روش مي ذارم كه هيچ كس نخره!
8- ملا سوار خرش مي شه و عازم شهر مي شه و چون عجله داشت پاهاشو به شدت تكان مي ده كه الاغ تندتر بره. بين راه از مردي مي پرسه تا شهر چقدر مانده. مرد گفت : 10 كيلومتر. ملا گفت كي به شهر مي رسيم. مرد گفت : تو چون پاهاتو تكان مي دي يك ساعت ديگه به شهر مي رسي ولي خرت چون عجله نداره فكر كنم سه ساعت ديگه بره!
9- يه بار غضنفر مريض مي شه. يه پزشك خارجي رو بالاي سرش ميارن. پزشك فارسي بلد نبود و فقط مي تونست بگه : انشاالله و ماشاالله. غضنفر از پزشك مي پرسه حالم خيلي خرابه ؟ دكتر مي گه : ماشاالله! غضنفر دوباره مي پرسه : اين مرض منو مي كشه ؟ دكتر گفت : انشاالله !
10- يه بار ملا مرد حكيمي رو مي بينه و بهش مي گه يه نصيحت به من ياد بده. مرد حكيم مي گه: داشتن ريش دراز و سر كوچك نشانه حماقت است. ملا گفت : خب بقيه ش ؟ حكيم گفت همين براي تو كافيست. القصه ملا به خونه مي رسه و وقتي خودشو تو آينه مي بينه ، مي فهمه كه اي دل غافل منظور حكيم خود ملا بوده ! خلاصه مياد و ريششو روي يه شمع مي گيره تا ريشش كوتاه بشه و شبيه احمقها نباشه. يه دفعه همه ي ريش و سبيلش مي سوزه و ملا جراحاتي هم برميداره. ملا فوراً مياد پيش مرد حكيم و مي گه : آن چه را گفتي تجربه كردم و دريافتم كه حقيقت داره!
11- يه بار غضنفر دوستشو مي بينه كه ده تا نون بربري دستشه. دوستش مي گه : غضنفر من ده سوال ازت مي پرسم هركدوم رو بلد بودي يكي از اين نانها رو بهت مي دم. غضنفر قبول مي كنه و دوستش هر سوال مي پرسه و غضنفر جواب مي ده و يه نان برميداره و مي خوره. تا اينكه نانها ته مي كشه. دوستش مي گه يه سوال ديگه هم دارم و اون اينكه چطور همه ي اين نانها رو باهم خوردي ؟ غضنفر مي گه : اگه يه نان ديگه هم داشتي جواب اين سوالتو هم مي دادم !
12- صاحبخانه بعد از يك ساعت اومد پيش مهمان و گفت : ببخشيد شما را منتظر گذاشتم. مهمان گفت : اختيار داريد. راستي مي دانيد كه فرش شما 3000 گل و بوته داره ؟!!!
13- اولي : مي دونستي منزل همسايه عروسيه ؟ دومي : خب به من چه ؟ اولي : آخه شام شما رو دعوت كردن. دومي : خب به تو چه ؟
14- دوست تاجر : چرا تو سفرهايت هميشه زنتو با خودت مي بري ؟ تاجر : چون دوست ندارم موقع رفتن به سفر و برگشتن از سفر ، زن بدتركيبم صورتمو ببوسه !
15- مادر : پرويز چرا گريه مي كني ؟ پرويز : بابا مي خواست ميخ به ديوار بزنه چكش رو زد روي دستش. مادر : اين كه گريه نداره تو بايد مي خنديدي . پرويز : اتفاقاً چون من به بابام خنديدم كتكم زد!
16- نويسنده اي رو با اصرار به كنسرت يك ويولون زن بردند. بعد از كنسرت نظر او را خواستند. نويسنده گفت : اين كنسرت منو ياد سعدي انداخت.گفتند : سعدي كه ويولون زن نبود. نويسنده گفت : آخه اين بابا هم ويولون زن نبود !
17- شاعري در تولت شعري در هجو ملا سروده بود و روز بعد در جمعي كه ملا هم حضور داشت خواند و همه به ملا خنديدند. ملا با خونسردي به شاعر گفت : شعرو كجا سرودي ؟ شاعر گفت : توي توالت . ملا گفت : پس به خاطر همين بود كه وقتي داشتي شعر را مي خواندي از دهنت بودي گند بيرون مي آمد!
18- يه بار يكي به دوستش مي رسه و احوال پدرشو مي پرسه. دوستش مي گه : پدر من بيست سال پيش مرد و تو خودت هم در مراسم دفنش شركت داشتي . آن مرد گفت : مي دونم فقط خواستم بدونم كه آيا پدر مرحومت هنوزم تو همون قبرستونه ؟!
19- غضنفر مي خواست خونه اي بخره با زنش نقشه مي كشه كه زنش مهريه شو بذاره اجرا و با پولش خونه بخرن !
20- در سال 86 پربيننده ترين سايت سال اين سايت شد : "مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد !"
21- (جوك كردي:) كيوانو (پيرزن) چيست ؟ موجودي است جاندار ، كند ذهن و كج فهم . متخصص در اجراي عزاداري و نزاع قومي كه به محض بروز كوچكترين مشكل با خراب كردن جو ، زمينه را براي خونريزي بيشتر آماده مي كند!
22- (بازم كردي) من بع خال لبت اي دوست گرفتار شدم *** چشمت زاغ تو را ديدم و زيلتراق شدم! (وحشت زده شدم.)
23- يه بار افسر به يكي از سربازاش مي گه امشب از اول اين كوچه تا پيش اون چراغ قرمز كشيك بده و فردا صبج هم بيا اداره ي مركزي. خلاصه فردا و پس فردا سربازه نمي ياد اداره مركزي. روز سوم مياد افسر ازش مي پرسه : چرا اينقدر دير اومدي ؟ سرباز مي گه : آخه اون چراغ قرمز كه گفتيد ، چراغ ترمز يه كاميون بود كه از تهران مي رفت قم !
ملا در جمع نوابغ !
ملا طبق قراردادش اينجا حاضر شد تا به سوالات شما جواب بده. اين بار نوابغ و دانشمندها ازش سوالاي علمي اي پرسيدن كه توجهتونو به جوابهاي زيبا و شگفت انگيز ملا جلب مي كنم! تو جلسات بعد قراره مشاوره ي خانوادگي هم بكنه!
سوال : چرا حاجي لك لك موقع استراجت يه پاشو هوا نگه مي داره ؟
ملا : چون اگه هردو پاو بالا نگه داره مي افته.
سوال : چرا شكارچي ها موقع تيراندازي يه چشمشونو مي بندن ؟
ملا : چون اگه هردو چشمشونو ببندن جايي رو نمي بينن!
سوال : چرا موقع اذان گفتن ، موذن ها دستهاشونو مي ذارن رو گوششون ؟
ملا : چون اگه دستشونو بذارن رو دهنشون صداشون درنمي ياد
سوال : اول آدم خلق شد يا حوا ؟
ملا : اول آدم خلق شد. چون اگه اول حوا خلق مي شد ، حوا اينقدر حرف مي زد كه حواس خدا رو پرت مي كرد و خلقت بشر مختل مي شد !
سوال : وسط زمين كجاست ؟
ملا : همين جا كه من نشستم !
سوال :از كجا مي فهمي ؟ مگه مي شه ؟
ملا : اگه باور نداري يه طناب بزرگ بيار تا همين الان زمين رو اندازه بگيريم و به شما ثابت كنم وسط زمين همين جاست!
سوال :چند ستاره در آسمان وجود داره ؟
ملا : به تعداد موهاي الاغ من !
سوال : مگه مي شه ؟
ملا : اگه باور نداري برو ستاره ها رو بشمار و همه ي موهاي بدن الاغمو هم بشمار تا برات ثابت بشه كه يكي هستن !
سوال : مي خواستم بپرسم كه ...
ملا : براي امروز كافيه ! مگه من چقدر از آقا سعيد حقوق مي گيرم كه بخوام اين همه سوال جواب بدم ، اصلاً اگه من نبودم شما با اين سوالا چه خاكي سرتون مي گرفتيد ؟!!!
منبع : www.khandeh.blogfa.com
منظور واقعی دکترها
در زير، ليستی از آنچه دکترها معمولاً به بيمارانشان می گويند و منظور واقعی آنها از اين گفته ها آمده است:
١) «اين بيماری شما بايد فوری درمان بشه» يعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماری خيلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم.
٢) «خوب، بگيد ببينم مشکلتون از کی شروع شد؟» يعنی من از بيماريتون چيزی نفهميدم و ايده ای ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخی به من بدين.
٣) « يک وقت ديگه از منشی برای آخرهای اين هفته بگيريد.» يعنی من امروز با دوستهام دوره دارم بايد برم. زودتر بزن به چاک.
٤) «هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم.» يعنی خبر خوب اينه که من بالاخره اون ماشينو می خرم و خبر بد اينه که پولش رو شما بايد بدين.
٥) «من به آزمايشگاه x اطمينان دارم. بهتره آزمايشهاتونو اونجا انجام بدين.» يعنی من ٤٠ درصد از پول آزمايش بيمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گيرم.
٦) «دارويی که براتون نوشتم، داروی خيلی جديديه.» يعنی من دارم يه مقاله علمی می نويسم و می خواهم از شما مثل موش آزمايشگاهی استفاده کنم.
٧) «اگه تا يک هفته خوب نشد يک زنگی به من بزنيد.» يعنی من نمی دونم بيماريتون چيه. شايد خودش خود به خود، تا يکهفته ديگه خوب بشه.
٨) «بهتره چندتا آزمايش تکميلی هم انجام بدين.» يعنی من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه های آزمايشگاه بتونن کمک کنن.
٩) «اين بيماری الان خيلی شايعه.» يعنی اين سومين مريضه که اين هفته داشتم، بايد حتماً امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و در مورد اين بيماری مطالعه کنم.
١٠) «اگه اين عوارض از بين نرفته بود، هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيريد.» يعنی تا حالا مريضی به اين سمجی نداشتم. خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام.
١١) «فکر نمی کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده ای داشته باشه.» يعنی من از اين فيزيوتراپيستها نفرت دارم. نرخهای ما رو شکسته اند.
١٢) «ممکنه يک کمی دردتون بياد.» يعنی هفته پيش دوتا مريض از شدت درد، زبونشون رو گاز گرفتند.
١٣) «فکر نمی کنيد اينهمه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه.» يعنی من فکر می کنم شما ديوونه هستيد و اميدوارم بتونم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم
کلاس جمله سازی ۱. فرشاد : روح غضنفر شاد 2. فرناز : غضنفر ناز نكن 3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها 4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست 5. لوبيا : كوچولو بيا 6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ 7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون 8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم 9. لجن : ۴ ساله بابام با عموم اينا لجن 10. كيبورد : كيف من رو كي برد 11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا 12. فرید و مجيد و حميد : شما ۲ نفريد به قرآن مجيد عين هميد 13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم 14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم 15. ستيز : The mobile set is off 16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟ 17. كوشش : شلوار من كوشش 18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش 19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم 20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين 21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟ 22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم 23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا 24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم 25. علي : صندلي 26. صداقت : الو الو صدا قطع شد 27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟ 28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟ 29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد 30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه 31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن 32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم 33. عدس : ديگه ا(ز) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟
۲-عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
۸-یارو سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!
*********************
۶- یارو میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟
**************************
۵- به یه تهرونیه میگن : « برو یه روزنامه کیهان یا اطلاعات بخر » بعد یک ساعت دیدند ترکه سر یک خر را گرفته و با خودش می آرد . با تعجب پرسیدند : تو رفتی کیهان بخری این چیه ؟ گفت : راستش کیهان و اطلاعات نبود . منم « همشهری » خریدم
***********************
۱۰- یارو ميره پرچم ايران بخره ميگه :اقا يه پرچم ايران بدين مرده مياره تركه ميگه ببخشيد رنگ ديگشو نداريد؟
*****************************
۹- از یارو ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!
**************************
۱-ترکه سوار الاغ داشته ميرفته.هر که به او نگاه ميکرده ميگفت:چيه خر دو طبقه نديدی.....
*************************
۵-زنِ رشتیه دو قلو ميزاد، رشتیه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
خاصيت های مردها زنها نخونن مردها مثل « مخلوط كن » هستند: در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند: حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها مثل « كامپيوتر » هستند: كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها مثل « سيمان » هستند: وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند: هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها مثل « جاي پارك » هستند: خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند: . بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها مثل « باران بهاري » هستند: . هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند: ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها مثل « موز » هستند :. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
مردها مثل « نوزاد » هستند: در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
منبع: www.khande.blogfa.com
نوشته شده توسط امیر در جمعه ششم مهر 1386 |
تمامی بخش های این وبلاگ قابل اجرا در فایر فوکس بوده و در اکسپلور با مشکل همراه است،برای دانلود فایر فوکس اینجاکلیک کنی