تبليغاتX
باید ها بایدها
حدود 8 ماه پیش بود که هر روز برایم مانند یک سال میگذشت و از مدرسه حالم بهم میخورد و دوست داشتم هرچه زودتر جمعه برسد!

حدود 6 ماه پیش بود که مدرسه به سختی پیش میرفت و انتظار امتحانات ترم 1 را میکشیدم تا بلکه کمی آسوده تر باشم!

حدود 3 ماه پیش بود که روز شماری من برای روز های خوش عید نوروز شروع شده بود و آن یک سال ها با دیدن آینده و نوروز کم کم ثانیه میشدند و...!

حدود 1 ماه پیش تا به امروز ثانیه شماری من برای امتحانات ترم 2 و سپس تابستان شروع شده است...

یک استاد خوب همیشه میگفت که با همون سرعتی که اومده،میره.

سرعتی که از 8 ماه به امروز رسید خیلی کمتر از اون چیزی بود که فکرش رو میکردم و آینده هم با همین سرعت سپری میشه و تا به خودم میام میبینم که یک سال گذشته و من دارم در سال دیگه همچین مطلبی رو میگم.

ما ادم ها از دور به اندازه یک نقطه کوچک هستیم،واقعا چرا باید خدا ما رو روی کره زمین بزاره و عاملی به نام تايم يا ؤمان رو برامون در نظر بگیره؟

آخر عاقبت ما چی میشه؟

اصلا گیریم رفتیم بهشت،اونجا چی؟زندگی نرمال بدون زمان داریم و خسته کننده است نه؟

بعد از مرگ...

فقط برای اونایی که هم سن و سال خودم هستن میگم:"مفت نبازین،زندگی یک بار،چند ساله که نصفش هم خوابیم.باید پله های زندگی رو قدم به قدم بالا رفت."

امید وارم بتونی اون چیزی که چند ساله بهش دچار شدی رو از بین ببری.فقط بدترش نکن،با این کارت پله های اولیه میمونی!

!!اینجا کسی نجاتت نمیده پس از ادم ها انتظار کمک نداشته باش!!

!!تو میتونی فقط باید انجامش بدی!!

از امروز شروع کن،من هم دقیقا مشکل تورو دارم پس باهم شروع میکنیم و تنها نیستی

قوانین این کار در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 |
تمامی بخش های این وبلاگ قابل اجرا در فایر فوکس بوده و در اکسپلور با مشکل همراه است،برای دانلود فایر فوکس اینجاکلیک کنی